یا رب مددی
*یا رب مددی*
با سلام : *همیشه از گم شدن بچه ها در زمان کودکی شنیدیده آید . بخاطرکنجکاوی یا دنبال کردن کسی راه خانه را گم می کنند*. در همسایگی ما پسربچه ای پر شر و شوری بود ، به اسم *محسن* و
او تقربیا هر روزی یک شیرینکاری و دردسری درست می کرد.پایین محله ی ما درخانه ای زندگی می کردند. پدرمحسن از زن اولش صاحب بچه نشده بود و زن دوم گرفته بود محسن و مهوش ثمره ازدواج دوم بودند . یه ظهر*(توبسون گرمی بی ت دالون)* خونه قدیمی ببه* ما بیدیم* مه * . خاهرم و برارم* زیر باد پنکه ی دسی بیصدا و آروم . بیشتراز ترس دعوا کردن ، ببه* مو* و چشم غره هه دی مو* . مامو خومومو* زده بی* ا* خو* که یهو صدی جیغ و داد زنی.....
ما که مثلا ، توخونازمون* بیدیم* بیار که* هموما* سرسیمه* پرسیم* ته* تنگاره* دی* محسن بی* که ته سر و سینه خوشه ی* میزه آخ* آخری محسنم شه * بو* خفشه که*. وی خدا از دس حسودا !!! ایسه* خوب بی*؟ دلاتو خونک بی*؟
بی* پس* وبیدم* معصومه خانم ( دلت خش وبی)* شادبیده* منظورش هووش بود. در این موقع شوهرش اومد او را که توی خاکهای کوچه می غلطید ، از زمین بلند کرد,خاک لباسهایش را تکاند وگفت : صدیقه می* هم شروعت* که . یه* چه حرفی که مزنه*؟ ازخدا بترس! خوم* الانه* میشم* پسم* پیداش مکنم و مرشم* خونمو*.کر* شاید رهته بو مله* کارگه* خونه ی مندسن* پلیده* و آلاسکابخره! ببه ی محسن ازما پرسی* شما نمدونی* ای* بچهیه* کجا رهته*؟ سراممو* بالا که یعنی نه , بعد یه نیم ساعتی اومد گفت هرچه گشتم محسنم نبیدش* تا مله اوباقلهی* دکون علی شلکی* هم رهتم* گتم* شاید رهته* بوسوت سوتی* اسو* اونجم نبیدی* بچه همسایه گفت صبر کنی بشم سربون* خونه ی خومو* سیل* بکنم بلکی رهته* بو ته کوکک* کبوترهام . او هم ره از سر فصیل* . دادی زه که نه ، اینجه هم، نیسی* دی محسن دوارته* شروع که داد و بیداد که معصومه ی پسم اندخته ته چه* وای ای زنه قاتلی . همسایه پشت خونه ما کل ابرام که مقنی* بی* لخت بی* و ، ره* توچه ، و امی* بالا گفتی محسن ته چه ، هم نبیدش. الکی ا معصومه تهمت زه* صدیقه ترابه علی و جون خوت* بره توبه بکه* آفتوشست* خبری ا محسن نوبی* هوا توریک و بیده بی* ما هم تشنه و هم گسنمو بی* یکی یکی مردم پراکنده وبیدن* و رهتن. ببه محسن ره کلانتری خبر هده* که محسن ا ظهری* لا* وابیده* و هنی* هم پیدا نوبیده* معصومه ره توکهدون* یه دونه خیگ* مرغی بهره* که سی مهوش که گسنش بی خگینه درس کو ، یهو صدا کل و هوش بلند وبی و خوشه شو* ور دا ته تنگاره* که محسن توکهدون خوسیده* صدیقه مثل تش* و برق پرس سر معصومه بوس ی که ، و ره ته کهدون ، محسن ی بغل که آوردش توسرا ری تخت سیمی خونیدش و گه ! خداشکرت بو ......
....................
یه ظهر =یک ظهر / تبسون =تابستان / گرمی بی ته دالو =گرم بود توی دالون /مه ، خاهرم و برآرم = من ، خواهرم و برادرم / ببه مو = پدر مان/ دی مو = مادرمان /خومومو زده بی ٱ خو =خودمان زده بودیم،( ٱ خو)
به خواب /بیدیم =بودیم / بیار که= بیدار کرد /همومما =همه مون / پرسیم ته تنگاره=همه مون پریدیم توی کوچه / دی محسن بی =مادر محسن بود /خوشه ی = خودش /میزه =میزد/ آخ آخری محسنم شه بو =آخ آخر محسن مرا بردن /خفشه که =خفه اش کردند /ایسه = حالا /خوب بی =خوب شد / دلاتوخونک بی = دلتون خنک شد /بی پس وبیدم =بدون پسر شدم /دلت خش وبی =خوشحال شدی /شادبیده =شاد شدی / می هم شروت که = مگه هم شروع کردی / یه =این / مزنه =میزنی/خم =خودم /الانه =الان /میشم =میروم /پسم =پسرم /موکنم =میکنم /مرشم =میارمش خونوما =خونه مون /کر=حرف خطاب / رهته=رفته /مله ی کارگه خونه ی مندسن / محله ی کارگه خونه ی محمد حسن /پلید =فالوده /الاسکا= بستنی یخی /پرسی =سئوال کرد / نمدو نی ای بچه کجا رهته = نمی دانید این بچه کجا رفته / رهته بو سوتی آسو / رفته باشه سوت بره /نبیدش=نبودس/اوبقلهی =اسم یکی از محله ها / علی شلکی=مغازه ای که سوت با گلبود می ساخت /اونجم نبیدی = اونجا نبود / بشم سر بو = برم بالای پشت بام /خومو=خودمون/ سیل =نگاه / کوکک = محل کلنی کبوتر ها / اینجم= اینجا / دی = مادر/ دوارته= دوباره /توچه= توی چاه /لخت وبی= لخت شد ، ره= رفت/ امی=آمد/خوت= خودت/
افتوشست=غروب شد/ نوبی=نشد/لا وبیده =گم شده /کهدون =کاهدآن/ خیگ = تخم مرغ /خوشه شو ور دا ته تنگاره= خودشون را انداختند توی کوچه /خوسیده =خوابیده /تشه برق =رعد و برق /خونیدش =خواباند
*مهین هوشداری* ✍
