قهرمان
*قهرمان 28مرداد-بهبهان*
ازبس حافظه اش خوب بودوتاریخ محلی رابا جزییات بلدبود،
خواهش کردم ازآن سالها بگوید:
دیپلم علمی تاکلاس یازدهم بود!
سال 26کلاس هفتم به
*دبیرستان تازه تاسیس* *پهلوی ،درخیابان بهرامی*،رفتم
این خیابان خاکی،زمان
*سرگرد بهرامی* فرماندارنظامی
-1307-ساخته شد،به خیابان بهرامی معروف شد
به همت *دکتر هشترودی* رییس فرهنگ باالگوی معماری دبیرستان نمازی شیراز ،اولین دبیرستان بهبهان توسط *معمارعلی اسکندری* -سال25-ساخته شد.
آقا بزرگ می گفت:
هشترودی رییس فرهنگ، ابتدای
کار ِ دبیرستان،معمار اسکندری را فرستاد شیراز که معماری دبیرستان نمازی شیراز را ببینند و نقشه را براساس آن بکشه و...
دبیرستان نمازی شیراز را باطرح انگلیسی ساخته بودند:
کُریدر در وسط و کلاس ها بصورت دو بال در طرفین و...
آلمانها سال ۱۳۱۰ ، سالن امتحانات را برای مراسم رسمی و تئاتر طراحی و معماری دبیرستان را تکمیل
می کنند،حتااتاق گریم ، پشت ِسالن می سازند.
https://chat.whatsapp.com/CpXjej3FVYB5xOGH5CwoZY
میراث فرهنگی ،این اثر راثبت ملی کرد و دانش آموزان قدیم چه حالی
می کنند وقتی برای بازدید ،پابه این دبیرستان میذارند ؛
همش *نوستالوژی*
وخاطرات خوب وشیرین آن روزگار براشون زنده میشه،
دنیایی ارزش داره....
مردان قدیم شیراز رادر حیاط دبیرستان، دیدم که خاطرات آن سالها را با چه شوق وذوقی بازگو
می کنند:
ابتدای سلطنت پهلوی دوم این سالن،آبرومون را خرید!
تنها سالن سرپوشیده جنوب بود که
پذیرای شاه ومهمانانش شد و...
با هفتاد درصد طرح نمازی شیراز، اولین دبیرستان شهرمان ساخته
می شود ...
قلب تپنده تاریخ شهرمان در این دبیرستان، نهفته بود
از خاطرات سیاسی سالهای نخست و دبیران توده ای که سطح سواد شهر را بالا بردند تا ورزش آموزشگاهها که آقای *کرابی* اولین زمین بسکتبال را کشید وآسفالتش کرد تا جوانان با استعدادی چون
*محمد شکیبایی مقدم ،فضل اله میرزاشاهی ،تقی آصفی ،مندنی محسنی،رمضان حسن زاده وابرام مساوات* و...
اولین تیم بسکتبال را تشکیل دهند
تا تیم والیبال و آبشارهای
*شکول دبیری*
و اتاقکی در ته دبیرستان که انبار بوده و وزنه برداری دبیرستان وشهرمان سال ۳۲، از آنجا استارت می خورد:
*یداله رسولی نژاد و منوچهر خلیلی ومِژده شابون معتمدی* و...
فوتبال:
*صفقلی کاهکش وحسین* *ستوده،مهندس ارگانی،علی*
*منصوری، متشفع ،محسنی وعبدی زاده*
و....
تا زمان *طهمورثی*
که ورزش دبیرستان وشهرمان را مدرن می کند و....
مدرنیسم بابسیاری ابعادش، از دبیرستان استارت می خورده وبه مرور درشهر وزندگی مردم،
شکل می گرفته ....
درس خون های نسل اول که دکتر ومهندس ومعلم های خوبی شدند:
دکتر ها
*تقویان پور ،دهباشی و جدبابایی و آقای دُرفشان و*....
تا نسل دوم واعجوبه هایی مانند
*دکتر احمد گشتاسبی و خندانی*
مهندسین:
*رفیعی ،شفیعی ،اویسی ،پهلوانی ومحمود نمازی* و...
تا معلمان بزرگ وشریفی که از این دبیرستان دیپلم گرفتند وصادرات اولمان به شهرهای اطراف شدند
وسواد را به نقاط دور افتاده استان وروستاها بردند:
*حبیب رخشنده رو،نعمت اله منفرد،رحیم کریمی،اسدفروتن،*
*احمدعطایی* و...
این دبیرستان یک دنیا خاطره واتفاق سیاسی،به خود دیده،
مردان بزرگی با این دبیرستان ومعماری زیبایش ،خاطره دارندو....
کاش تخربش نمی کردند واین یادگار مانند دبیرستان نمازی شیراز،
جزو میراث فرهنگی شهرمان،
باقی می ماند!
*مهندس دادبود*
یکی از اعجوبه های این دبیرستان تعریف می کرد:
با چه شوق و ذوقی اومدم شهر که دبیرستان پرخاطره ام را مرمت وبازسازی کنم ...
وقتی دیدم تخریب شده،
زانوهام سست شد ونشستم!
نا نداشتم بلند بشم، اشکم در اومد!
انتظار نداشتم این صحنه را ببینم،
تمام خاطرات نوجوانی وجوانیم در این دبیرستان جمع شده بود،
وای، وای !
چه کردند!
تاریخچه دبیرستان ونخبه ها را نمونه وار دراین مقدمه نوشتم و شماری ازبزرگواران را نام بردم،مفصلش را در کتاب بخوانید....
بگذریم وتاریخچه را با آقای اقتصاد
وآقابزرگ و....ادامه بدیم:
آقای *اقتصاد* خوش تعریف با حافظه قوی از آن سالها ، گفت ونوشتم :
باچه شوقی ازمغازه *سیدراه خداهاشمی*، کتابهای کلاس هفتم رااول مهرماه خریدیم و وارد
دبیرستان شدیم
سال 27ترورنافرجام شاه که اتفاق افتاد،معصوم آبادی رییس توده ای دبیرستان ازترسش مارابرد پشت سر ارتشی ها،رژه بریم!
ازسال 27تا30دبیران توده ای باماموریت حزبی به مناطق محروم سرازیرشدندو ازسوی دیگراداره فرهنگ شیرازبه همت *دکترصورتگر*
تعدادی لیسانس دررشته های ادبیات وتاریخ،مدرک گرفتند وبه شهرهای جنوبی منتقل شدند.
سرریزشیراز، نصیب ِ ما شد
دبیرانی متعهدکه سطح سوادوشعور دانش آموزان رابالا بردند.
دسته اول بیشتر توده ای بودندفقط *سماواتی* توده ای نبودکه
*تقی شاکری* شوخ طبع معروف شهر، درب کلاس هشتم را زدودر حالیکه گاری دستش بودبه سماواتی گفت:
آغا،یامثل بقیه دبیرا توده ای شو
یا
بیا با این گاری یکراست ببرمت دم گاراژ،برو به سلامت اهواز!
صدای خنده دانش آموزان چنان بلندشدکه سماواتی باناراحتی رفت دفتر!
*معصوم آبادی*، هم خنده اش میگیره ،میگه:
شاکری، بد که نگفته!
سماواتی،رفت اداره فرهنگ،استعفاء دهد!
به رییس فرهنگ ،گفته بود:
رییس توده ای
دبیرا توده ای
محصل توده ای
دو فراش توده ای هم جای اسداله وفولاد پیدا کنیدتا تیم یکدستی بشه
کلاس بااین شوخی بامزه وعجیب،تعطیل شد!
ازبس دانش آموزان توحیاط خندیدندو افتادند،چندکلاس دیگر هم تعطیل شد!
تاچند ماه این شوخی نقل محافل ،بود!
ادامه دارد
